|
اگر يادتان بود و باران گرفت ×دعايي به ياد بيابان كنيد
|
در سالنامه ايراني ۳۷۴۵ اين روز به نام جشن سپندارمذگان نامذاري شده است
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...
براي همهي آناني كه دستكم چند واحدي از دروس مرتبط با كشاورزي و منابع طبيعي را در دوران آموزش عالي خود سپري كردهاند، تا دانشجويان سالهاي پاياني دههي 40 الی اواسط دههي هفتاد دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران كه بخشي از عمر خويش را از نزديك با اين استاد فرزانه گذراندهاند، كريم جوانشير نام قابل احترامي است[1] كه بهويژه براي دانش نوين جنگلشناسي و بومشناختي اين بوم و بر زحمات فراواني را متحمل شد. با اين وجود، شايد كمتر كسي بداند كه استاد كتاب تأملبرانگيزي دارد با عنوان: «منابع مختلف انرژي و جهان فردا[2]»، كه در واپسين سالهاي سلطنت پهلوي نگاشته شد، هرچند كه تا نخستين روزهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي امكان انتشار نيافت. وي در آن كتاب هشدار ميدهد:«چرا بايد در چنين كشورِ پرمايهاي، بيش از 8 ميليارد دلار از سرمايهي ملّت، يعني 46 درصد از درآمد فروش (آن زمان) نفت، فقط صرف خريد مواد غذايي از خارج شود؟» آن هم هنگامي كه جمعيت كشور از 30 ميليون نفر تجاوز نميكرد! او به صراحت در صفحهي 65 از كتاب خويش زنهار ميدهد: «در صورت ادامهي چنين وضعي، به زودي روزي فرا خواهد رسيد كه ما ديگر نه نفت خواهيم داشت، نه آذوقه و نه صنعت.» نتيجهي جدينگرفتن آن هشدارها و فرورفتن در خوابي خرگوشي، همين است كه امروز بر اين مرز و بوم ميرود و به رغمِ تمامي تلاشها هنوز هم نتوانستهايم، آن ندانمكاريهاي گران را جبران كنيم كه هيچ، بعضاً بر وخامت آن نيز افزودهايم چرا كه ديگر نه آن درآمدهاي ارزي هنگفت وجود دارد، نه آن جمعيت اندك، نه آن طبيعت بكر، نه آن فرصت طلايي و نه ...