|
اگر يادتان بود و باران گرفت ×دعايي به ياد بيابان كنيد
|
(World Day to Combat Desertification and Drought)

را گرامی می داریم. مطالعه مقاله جالب آقای درویش فراموش نشود. عنوان مقاله:
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
مي توان شاخه جديدي از اکوتوريسم را تحت عنوان هيدرو توريسم يا گردشگري مبتني بر منابع آبي ناميد. اين نوع گردشگري را در مي توان در مراحل مختلف گردشگري جغرافيايي قرار داد. هيدروتوريسم با تکيه بر شناسايي منابع آب به موضوع گردشگري پرداخته و علم بهره برداري از منابع آبي بدون لطمه زدن به محيط زيست و منابع طبيعي تعريف مي شود. ديدن انواع ساحل دريا، رود خانه، آبشار، چشمه، قنات، آب انبار، سازه هاي آبي نظير سد، بند هاي خاكي، استخرهاي طبيعي و ... در جاي جاي كره ي خاكي ازپر طرفدار ترين جاذبه هاي گردشگري به شمار مي رود كه قسمتي از فعاليت هاي مربوط به هيدرو توريسم را تشکيل مي دهد (ادامه دارد).
درخت اعجاب آميز:
به گزارش خبرگزاري كلمبيا اين درخت در اعماق جنگل هاي آمازون در آمريكاي جنوبي پيدا شده ولي چندين سال خبرآن تحت نفوذ آژانس هاي امنيتي غربي به جايي مخابره نشده است. اما سر انجام دو محقق ماجراجو توانستند از سد حصار استحفاظي آنجا عبور كرده و از درخت مذبور عكس برداري كنند و خبر آن را در جرايد منتشر نمايند. نيمي از اين درخت درهوا معلق و بر روي تنه ي آن نام الله منقوش است. دو محقق نام برده بعد از ديدن اين معجزه مسلمان شدند (مشاهده تصوير در ادامه مطلب)
«يک روز، هر قطره از آبي که در دره نيل مي ريزد و جاري مي شود، دوستانه و به تساوي ميان مردم رودخانه تقسيم خواهد شد و خود نيل شکوهمندانه خواهد مرد و هرگز به دريا نخواهد رسيد.»
وينستون چرچيل، 1908
شايد بتوان پيشينه نخستين اعتراضات جدي به روند شتابناک توسعه سدسازي در جهان را تا ماه مارس سال 1977 به عقب برد (دقيقاً 31 سال پيش)؛ زماني که کنفرانس جهاني سازمان ملل متحد در شهر زيباي ماردل پلاتاي کشور آرژانتين، با عنوان «کنفرانس آب» برگزار شد و حاصل آن، انتشار اسناد بسيار مشهوري بود با عنوان؛ United Nations Mar del Plata Action PLAN. اسناد ارزشمندي که نه تنها به تصويب نمايندگان اغلب کشورهاي جهان رسيد، بلکه هنوز هم آموزه هاي منتج از آن مورد استناد قرار مي گيرد، اما نه آن طور که بايسته و سزاوار است، چرا که اگر غير از اين بود، امروز نبايد شاهد وقوع رخدادهاي پي در پي و شتاباني باشيم که در اثر توسعه افراطي احداث سدهاي مخزني بزرگ به وجود آمده و بر ناپايداري سرزمين مي افزايد. و باز امروز نبايد اعتراف مي کرديم که کماکان اين انديشه پيش برنده آب سالاران بنيادگرا است که حرف آخر را در نظام برنامه ريزي کلان اغلب کشورها، به ويژه در اردوگاه جنوب مي زند. و اينک به جايي رسيده ايم که به ندرت مي توانيم رودخانه يي چون يلو استون را با طول بيش از يک هزار کيلومتر در جهان بيابيم که هنوز روي خود سنگيني سدي را احساس نکرده باشد. به نحوي که در فرانسه، تنها شاخه باقيمانده جريان آزاد رود رن نيز در 1986 با يک سد به اسارت کشيده شد و در ديگر مناطق اروپا، اغلب رودهاي مشهور چون ولگا، هيچ کدام شاخه يي بزرگتر از يک چهارم طول خود ندارند که تبديل به مخزن نشده باشد. برآورد شده که مخزن سدها در سراسر دنيا، حدود 10 هزار کيلومتر مکعب گنجايش دارند که اين مقدار معادل پنج برابر حجم تمام رودخانه هاي جهان است. راستي، وقتي چنين موجي در جهان دست بالا را دارد، ديگر ما چه مي گوييم؟ و چرا اينگونه صريح به مخالفت با سرداران نهضت سدسازي در کشور برخاسته ايم؟ چرا نمي گذاريم آنها با دل خوش به يکديگر مدال سازندگي دهند و همايش هاي غرورآفرين برگزار کنند؟ چرا کابوس سدهايي چون پانزده خرداد و سيوند و ملاصدرا و... را هر از گاه چون آوار بر سر ايشان خراب مي کنيم؟، مگر نمي بينيم که همه چنين مي کنند؟، پاسخ را شايد بتوان با توجه به خطر ناپيدايي که در روح حاکم بر جمله وينستون چرچيل وجود دارد، بيان کرد؛ اينکه چرچيل از مرگ شکوهمندانه بزرگترين رودخانه آفريقا - آن هم با غرور - سخن گويد و اعلام کند روزي سرانجام به کمک بشر (با کمک سد آسوان)، همه قطرات تشکيل دهنده آب اين رودخانه را به تساوي بين مردم تقسيم خواهيم کرد و نخواهيم گذاشت نيل به مديترانه برسد،