|
اگر يادتان بود و باران گرفت ×دعايي به ياد بيابان كنيد
|
ويژگي هاي فرهنگ سازماني از نگاه تعريف:
به ارزشهاي متداول و ادراكات مشترك موجود بين اعضاي يك سازمان فرهنگ سازماني گفته ميشود. تعريفي كه امروزه از فرهنگ سازمان ارائه ميدهند، عبارت است از: « نحوۀ انجام دادن كار در سازمان». فرهنگ، آن پيوند اجتماعي است كه سازمان را منسجم نگه ميدارد و در پارهاي موارد از هم ميگسلد. فرهنگ، يادگيري جمعي سازمان است، آنچنان كه در ترفيعها، پاداشها، تنبيهات و تصميمات بازتاب مييابد. فرهنگ، نحوه يادگيري رفتار در يك سازمان خاص است. فرهنگ سازماني در جايي نوشته و ثبت نشده است ولزوماَ بخشي از شرح شغل نيست و در كتابچه راهنماي روشهاي اداري نيز منعكس نميشود. بسياري از صاحب نظران در اين مورد اتفاق نظر دارند كه مقصود از فرهنگ سازماني، سيستمي از استنباط مشترك است كه اعضا در مورد يك سازمان دارند و همين ويژگي موجب تفكيك دو سازمان از يكديگر ميشوند. فرهنگ سازماني، به شيوهاي اطلاق ميشود كه اعضاي سازمان دربارهويژگيهاي آن ميانديشند؛ بدين ترتيب ، فرهنگ سازماني يك اصطلاح توصيفي است. در تحقيقاتي كه بر روي فرهنگ سازماني انجام شده، محققان كوشيدهاند دريابند كه افراد از چه زاويهاي به سازمان خود نگاه ميكنند؟ آيا هدفها و عملكردهاي مورد انتظار روشن و مشخص هستند؟ آيا سازمان به خلاقيت و نوآوري ارج مينهد و به آن پاداش ميدهد؟ آيا پديده تعارض را سركوب ميكند؟
روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم را، دوستانم را، زندگي ام را!
به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟
و جواب او مرا شگفت زده كرد.
او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟
پاسخ دادم : بلی.
فرمود: هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه های بامبو به اندازه كافی قوی شوند.. ريشه هايی كه بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می كرد.
خداوند در ادامه فرمود: آيا می دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ساختی. من در تمامی اين مدت تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
هرگز خودت را با ديگران مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می كنی و قد می كشی!
از او پرسيدم : من چقدر قد مي كشم.
در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم: هر چقدر كه بتواند.
گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه بتوانی...
فقدان اطلاعات کافي درباره ي بسياري از گونه هاي حيات وحش مانع از برنامه ريزي دقيق براي مديريت اين گونه ها شده است. اکولوژي يا بوم شناسي مي تواند در تجزيه و تحليل و علت يابي مشکلات زيست محيطي کمک قابل توجهي نموده ودر يافتن راه حل مناسب با توجه به عملکرد اعضا واجزا اکوسيستم راه گشا باشد. سيستم هاي مرتعي از نظر تنوع زيستي و حيات وحش در خور توجه خاصي هستند. متاسفانه دخالت انسان باعث شده که انقراض گونه ها با سرعت نگران کننده اي در حال افزايش باشد. يکي از اساسي ترين فعاليت هاي مديريت حيات وحش نابودي زيستگاه مي باشد، تغيير الگوي کاربري زمين و هجوم دام مازاد ظرفيت به مرتع باعث تخريب و تعيير الگوي کاربري زمين و احداث جاده ها و بزرگراه ها (مثل جنگل گلستان) باعث قطعه قطعه شدن زيستگاه بسياري از گونه هاي جانوري شده است بطوريکه اين گونه ها بصورت خرده جمعيت هاي (sub population ) نيمه ايزوله در پهنه قطعه قطعه شده ي زيستگاه خود به زندگي ادامه مي دهند و اين قطعات تنها بوسيله گريدورها در ايجاد امکان جابجايي جانوران ميان اين قطعات وابسته است.