تبليغاتX
انجمن علمی بیابان Desert Science Society
اگر يادتان بود و باران گرفت ×دعايي به ياد بيابان كنيد

توان تولید و باروری خاك از فرایندهای فیزیكی، شیمیایی و بیولوژی خاك است. توازن پایدار این فرایندها به همراه مدیریت مناسب بهره برداری از خاك موجب تداوم باروری میشود؛ هر گونه اقدام در جهت بر هم زدن این تعادل اثراتی جبران ناپذیر به دنبال دارد. از طرفی افزایش جمعیت با نرخ بیش از 2درصد در درازمدت شرایطی ناپایدار به وجود خواهد آورد. در بسیاری از كشورها، برای 50 تا 100 سال آینده، تولیدات كشاورزی باید دست كم سالانه 3 درصد رشد داشته باشد. تحقق این اهداف نیاز به بهرهبرداری بیشتر از مواد غذایی خاك دارد. مشكل اساسی رسیدن به این مقدار رشد در تولیدات كشاورزی میباشد كه در آن كمیت منابع محیط و ظرفیت تولید اراضی و منابع آبی حفظ شود. مدیریت پایدار منابع و كاربرد فناوری مناسب در ارتباط با بهره وری از منابع آب و خاك و منابع غذایی باید به گونه ای باشد كه هدف فوق تحقق یابد.  حاصلخیزی خاك توصیف كننده توانایی و قابلیت خاك برای تامین شرایط رشد پایا، بهینه و مطلوب گیاه است. در گذشته حاصلخیزی خاك، صرفاً تامین نیاز عنصری NPK بوده است. پس از آن اهمیت ماده آلی مورد توجه قرار گرفت و سرانجام بحث ریزمغذیها مطرح شد. سپس سیستم دینامیكی زیستی (Biodynamic System) مورد بررسی قرار گرفت كه توسط دانشمندی آلمانی به نام Roudolph Steuner ارائه شد و كشاورزی به عنوان یك سیستم پایدار درون اكوسیستم معرفی گردید و نام آن از واژه یونانی «بیو» كه به معنی «انرژی زیستی» است، گرفته شده است. در این سیستم جانوران به عنوان یك قسمت از اكوسیستم كشاورزی در نظر گرفته شده اند. استانداردهای بیودینامیك محدودتر از كشاورزی آلی بود و در كشاورزی بیودینامیك متدهایی شبیه به هومیوپاتی كنونی رایج بوده است و سرانجام بحث كشاورزی آلی مطرح شد (Smith ، 2002).

هر چند استفاده از كودهای معدنی ظاهراً سریعترین و مطمئن ترین راه برای تامین حاصلخیزی خاك به شمار میرود، لیكن هزینه های زیاد مصرف كود، آلودگی و تخریب محیط زیست و خاك، نگران كننده است. بنابراین، استفاده كامل از منابع گیاهی غذایی قابل تجدید موجود (آلی و بیولوژیكی) به همراه كاربرد بهینه ای از مواد معدنی، نقش مهمی در جهت حفظ باروری، ساختمان و فعالیت حیاتی خاك ایفا میكند. در ایران با اقلیم غالب خشك و نیمه خشك نه تنها خاكها عموماً از نظر مواد آلی فقیر بوده (كمتر از یك درصد) بلكه به جهت بالا بودن دما، ثابت نگهداشتن و حفظ مقدار ماده آلی خاك بسیار دشوار میباشد.

 (پایان قسمت اول)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 11 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

الگوي برنامه ريزي براي دستيابي به  توسعه پايدار در حوزه آبخيز

جهت تحقق اهداف سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق1404

 امروزه تنها وجود منابع عامل تضمين كننده رشد و توسعه به شمار نمي آيد بلكه مديريت استفاده از آنها نقش اصلي را در نيل به توسعه يك منطقه ايفا مي كند. عوامل سياسي، اقتصادي و اجتماعي حاكم بر ساختار جغرافيايي و جمعيتي هر منطقه با عث ايجاد نگرش يك سويه به استفاده از منابع شده به طوري كه نه تنها بهره وري كاهش يافته بلكه گاهي فرصت استفاده از آنها نيز از دست رفته است. افزايش سرعت توليد علوم اين توقع را ايجاد نموده كه مديران و دست اندركاران با بهره گيري از شرايط و امكانات موجود و اتخاذ شيوه هاي مناسب نياز جوامع را برطرف نمايد. برنامه ريزي مبتني بر مطالعات جامع كليدي ترين ابزار مديريتي براي نيل به بهره برداري پايدار در هر منطقه است.  مديريت حاصل از نگرش همه جانبه، با هماهنگ نمودن كليه عوامل موثر در پيشبرد توسعه منطقه اي، راهبردي مناسب براي توسعه پايدار هر منطقه ارائه خواهد كرد. تا علاوه بر اينكه بهترين شيوه استفاده از امكانات منطقه براي رشد و توسعه فراهم آيد  اين منابع و امكانات به صورت پايدار درخدمت توسعه قرار گيرند و اين سرمايه هاي عظيم مشكل گشاي نسل امروز و نسل هاي آينده باشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/29ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

این سیل ماراخواهدبرد
اصراری نیست که درمقابل هرگفته وکرداری موضعی بگیری ونوشتاری عرضه بداری، ولی با اما واگری . برخی مسائل دربعضی افراد ، حساسیتهائی را برمی انگیزد که بیشتراز مشرب اعتقادی ویااولویتهای کاری آنهاسرچشمه می گیرد .مسائل زیست محیطی علی رغم تلقی لوکس وفانتزی از آن (خصوصا توسط مسولین ومدیران ) ازاهمیت بسزائی برخوردار است . با یک دید همه جانبه نگر وسیستماتیک می توان ادعا نمود که خیلی از اموردنیوی واخروی ما بسته به برخوردی است که مابا طبیعت وهرآنچه دراوست ، داریم. اینکه ما درطبیعت چگونه گام برمی داریم ، درزیرپای خویش به غیر خویش چگونه می نگریم می تواند ناشی از دیدگاه انسان یکی شده با طبیعت ویا انسان نمای خودکامه ی متکبری باشد که درفاصله ی کوتاه عمرخویش آنقدر در پیله ی خودمحوری ولذت جوئی غرق شده که هرپدیده ی الهی جز خود را حتی به هنگام عبادت نادیده گرفته ولگد مال می کند.واین انسان به هنگام بلاهای خودساخته فریاد وا اسفا سرمی دهد واززمین وزمان می نالد که این چه بلائی بود که نازل شده و هستی وتلاش یک عمر مرا به بادمی دهد ، بی آنکه هنوزهم متوجه ی اعمال ومسئولیت خویش باشد. یافتن مشکل وبیان دردها می تواند نیمی ازمشکل را حل نماید ونیم دیگردرگرو اراده ای مصمم وهمراهی امکانات با این تصمیم است . با یک نگاه غیر تخصصی و عبوری از بجنورد مشخص بوده وهست که شهر ازمعضلات آشکاری رنج می برد. درخصوص سیل اخیر وخطری که احتمال وقوع آن دوراز ذهن نیسیت ، می شود به راحتی به مبادی ورودی آب ویا همان سیل راکه خیلی ها نگاه منفی به آن دارند، موردتوجه قرارداده وبا کمی دورشدن از میزهای محصور در ساختمانهای سست بنیان درمعرض خطرزلزله ، این مسیرها را وعلل آن را شناسائی کرد. اینکه چرا در سالهای کم باران وخسکسال اینگونه ویرانگریها اتفاق می افتد خود حدیثی ازآن اعمال و واسفا گفتنها. بجنورد را به درست به کاسه ای تشبیه کرده اند که ظرفیت محدودی برای این قلیل آبهای دوران بی آبی دارد. اگر مسولین بومی وغیر بومی امروزی به سوابق مکتوب وشفاهی بجنورد و دبی آب رودخانه های اطراف ان مراجعه داشته باشند، خواهنددید که سالهای نه چندان دوردراین دیار بارانهای سیل آسای تمام فصول مرسوم بوده ورودها وچشمه سارانش زبان زد خاص وعام بوده است .اما دراین الگوی شهرسازی که براساس خشکسالی بنا نهاده شده ، برای آنهمه نزولات آسمانی جایگاه وشانی متصورنشده اند .اگر خندقی کنده شده برای این بوده که آبهای وارده به شهر به سمت مزارع پائین دست هدایت شده وشهر ازآثار تخریبی آن درامان بماند. ولی امروز پس وپیش وبالا وپائین خندقها خانه سازی شده وباغات ومزارع اطراف ، به یمن انواع برنامه های توسعه شهری با مالکان وسودجویان معامله گرش تقسیم به نسبت درصد های متغییر باسلایق شهرسازان مخرب طبیعت ، گردیده است. اماکمی آنطرف از خانه های شهر ،که محل اصلی انتقال اندک بارانهابه به منازل بوده ، وضعیتی بدتر از اندرون شهردارند. ارتفاعات ودامنه های آن - چه در شمال وشمال شرق وچه درجنوب وجنوب شرقی ، که شیب عمومی آنها به سمت شهر است - با روشهای قانونی وغیر قانونی ، تخریب وتصاحب شده اند .در پائین دستها نیز ساختمانهای مجللی بناشده ویا دردست ساختمان وشهرک سازی است . تخته ی ارکان را ادارات وسازمانهای جدیدوقدیم ، به مثابه ی گوشت قربانی پاره پاره کرده و در رقابت با قله ی آلاداغ ، بربلندای شهر آهن وسیمان برپاکرده اند.ودرآن سوی شهر راه را برعلی آباد وباغچق بسته ،شهر به امام زاده لنگر می رسانند. وضعیت درنقاط دیگر ازاین برنامه های مدون وحساب شده ، پیشی گرفته ، بابا امان وینگی قلعه وبازخانه وبیدک وپسته و حصار وحلقه سنگ و الهوردیخان و بش قارداش وقلعه عزیز و... را باید محله ای از محلات شهربی دروازه ی بجنورد خوانده باغات سیفی کاری آنها را به فراموشی سپرد. واینگونه است که باران این نعمت بی واسطه ی الهی سیل شده ، به دنبال سیل جمعیت ویرانگر طبیعت وارد شهر می شود تا خفتگان را بیدار کند که هان ای مردم چه کردیدکه " نه ازتاک نشان ماند ونه ازتاک نشان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

فرو چاله­ای در زمینهای کشاورزی کبودرآهنگ همدان به وجود آمده است كه داراي قطری در حدود 20 متر در دهانه، نزدیک به 22 متر در بخش پایینی و 20 متر در عمق است.



به نقل ازالهه السادات سيد موسوي

به گزارش ايانا از روابط عمومی شرکت آب منطقه­ای همدان، در هفته گذشته یک حفره فرو چاله نسبتا بزرگ در فاصله دو کیلومتری شهر کبودرآهنگ و به فاصله 500 متری یکی از روستاهای بخش مرکزی این شهر ایجاد شد.

همچنين بر اساس مشاهدات اهالی روستاها، در 10 سال اخیر نزدیک به 20 فرو چاله کوچک و بزرگ در دشتهای مرکزی همدان و دشت فامنین، قهاوند و کبودرآهنگ ایجاد شده که نگرانی ساکنان این منطقه را در پی داسته است.

طبق بررسیهای به عمل آمده، ضخامت رسوبات سفره­های آبی این منطقه در حدود 70 تا 100 متر است که با بهره­برداری بیش از ظرفیت این سفره­ها، سالانه منجر به افت 5/2 تا سه متری سطح آب این سفره می­شود.

در حدود چهار سال پیش نیز مشابه این فروچاله­ها در دشتهای بهار نیز مشاهده شده بود که علت آن نیز مصرف بیش از اندازه آب سفره­های زیر زمینی عنوان شد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

گرمايش زمين بسرعت پيشروي مي‌كند. آثار و نشانه‌هاي تغيير اقليم زمين بوضوح در گوشه و كنار دنيا مشهود است: در قرن گذشته سطح آب درياها حدود 17 سانتي متر بالا آمده است، اين به معني آن است كه در دهه گذشته ميزان بالا آمدن آب درياها دو برابر شده است.
ميزان دي‌اكسيد كربن جو در حال حاضر طي 650 هزار سال گذشته به بيشترين حد خود رسيده است. دانشمندان با بررسي حلقه‌هاي درختان، صخره‌هاي مرجاني و يخ‌هاي يخچال‌ها پي به آب و هواي گذشته زمين مي‌برند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 8 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

موج سبز براي تالاب هاي در حال خاموش ايران

راشل كارسون، نويسنده كتاب مشهور بهار خاموش، زماني با ناميدي فراوان گفته بود: «بعيد به نظر مي‌رسد كه نسل‌هاي آينده كم‌توجهي ما را به يكپارچگي طبيعت كه پشتوانه‌ي كيفيت زندگي است، مورد بخشش قرار دهند.» به نقل ازمحمد درويش

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/17ساعت 3 بعد از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

 یاد آور می گردد که اسماعیل رهبر از پیشکسوتان منابع طبیعی و رئیس اداره بیابان موسسه تحقیقات بوده است. امید که همیشه موفق باشد.   

   اسماعيل رهبر يك منزل پدري دارند كه به دليل قدمت و اصالت آن، در شمار بناهاي ملّي به ثبت رسيده است. چند سال پيش برايم تعريف مي‌كرد كه روزي سرايدار منزل پدري از رشت تماس گرفته و اعلام مي‌دارد كه خانه نياز به مرمت جدي دارد. اسماعيل هم راهي ولايت مي‌شود. يكي دو تا از پنجره‌هاي چوبي خانه كه شبيه پنجره هواپيما بود، گير كرده و پايين نمي‌آمد، آنها مجبور شدند به كمك نجار آنقدر فشار وارد كنند تا سرانجام پرده چوبي از جا كنده شد و به همراه خودش مشتي اشرفي طلا نيز به پايين آمد!

    گفتم: مهندس جان اشرفي‌ها را چه كردي؟!

    به سادگي پاسخ داد: هيچي! تحويل اداره ميراث فرهنگي گيلان دادم!

يادمان باشد، اسماعيل در شرايطي اشرفي‌ها را براي خود برنداشت كه فقط صاحب يك اتومبيل رنو مدل 1361 بود!

 

    اميد كه چنين سلوك و عشقي به مواهب و ميراث‌هاي ملّي در وجود تك تك ايرانيان اينگونه افتخار آميز غليان كند و نمود بيروني يابد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/01ساعت 8 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

مي توان شاخه جديدي از اکوتوريسم را تحت عنوان هيدرو توريسم يا گردشگري مبتني بر منابع آبي ناميد. اين نوع گردشگري را در مي توان در مراحل مختلف  گردشگري جغرافيايي قرار داد. هيدروتوريسم با تکيه بر شناسايي منابع آب  به موضوع گردشگري پرداخته و علم بهره برداري از منابع آبي بدون لطمه زدن به محيط زيست و منابع طبيعي  تعريف مي شود. ديدن انواع ساحل دريا، رود خانه، آبشار، چشمه، قنات، آب انبار، سازه هاي آبي نظير سد، بند هاي خاكي، استخرهاي طبيعي و ... در جاي جاي كره ي خاكي ازپر طرفدار ترين  جاذبه هاي گردشگري به شمار مي رود كه  قسمتي از فعاليت هاي مربوط به هيدرو توريسم را تشکيل مي دهد (ادامه دارد). 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/25ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

(از محمد درويش*)

«يک روز، هر قطره از آبي که در دره نيل مي ريزد و جاري مي شود، دوستانه و به تساوي ميان مردم رودخانه تقسيم خواهد شد و خود نيل شکوهمندانه خواهد مرد و هرگز به دريا نخواهد رسيد.»

وينستون چرچيل، 1908

شايد بتوان پيشينه نخستين اعتراضات جدي به روند شتابناک توسعه سدسازي در جهان را تا ماه مارس سال 1977 به عقب برد (دقيقاً 31 سال پيش)؛ زماني که کنفرانس جهاني سازمان ملل متحد در شهر زيباي ماردل پلاتاي کشور آرژانتين، با عنوان «کنفرانس آب» برگزار شد و حاصل آن، انتشار اسناد بسيار مشهوري بود با عنوان؛ United Nations Mar del Plata Action PLAN. اسناد ارزشمندي که نه تنها به تصويب نمايندگان اغلب کشورهاي جهان رسيد، بلکه هنوز هم آموزه هاي منتج از آن مورد استناد قرار مي گيرد، اما نه آن طور که بايسته و سزاوار است، چرا که اگر غير از اين بود، امروز نبايد شاهد وقوع رخدادهاي پي در پي و شتاباني باشيم که در اثر توسعه افراطي احداث سدهاي مخزني بزرگ به وجود آمده و بر ناپايداري سرزمين مي افزايد. و باز امروز نبايد اعتراف مي کرديم که کماکان اين انديشه پيش برنده آب سالاران بنيادگرا است که حرف آخر را در نظام برنامه ريزي کلان اغلب کشورها، به ويژه در اردوگاه جنوب مي زند. و اينک به جايي رسيده ايم که به ندرت مي توانيم رودخانه يي چون يلو استون را با طول بيش از يک هزار کيلومتر در جهان بيابيم که هنوز روي خود سنگيني سدي را احساس نکرده باشد. به نحوي که در فرانسه، تنها شاخه باقيمانده جريان آزاد رود رن نيز در 1986 با يک سد به اسارت کشيده شد و در ديگر مناطق اروپا، اغلب رودهاي مشهور چون ولگا، هيچ کدام شاخه يي بزرگتر از يک چهارم طول خود ندارند که تبديل به مخزن نشده باشد. برآورد شده که مخزن سدها در سراسر دنيا، حدود 10 هزار کيلومتر مکعب گنجايش دارند که اين مقدار معادل پنج برابر حجم تمام رودخانه هاي جهان است. راستي، وقتي چنين موجي در جهان دست بالا را دارد، ديگر ما چه مي گوييم؟ و چرا اينگونه صريح به مخالفت با سرداران نهضت سدسازي در کشور برخاسته ايم؟ چرا نمي گذاريم آنها با دل خوش به يکديگر مدال سازندگي دهند و همايش هاي غرورآفرين برگزار کنند؟ چرا کابوس سدهايي چون پانزده خرداد و سيوند و ملاصدرا و... را هر از گاه چون آوار بر سر ايشان خراب مي کنيم؟، مگر نمي بينيم که همه چنين مي کنند؟، پاسخ را شايد بتوان با توجه به خطر ناپيدايي که در روح حاکم بر جمله وينستون چرچيل وجود دارد، بيان کرد؛ اينکه چرچيل از مرگ شکوهمندانه بزرگترين رودخانه آفريقا - آن هم با غرور - سخن گويد و اعلام کند روزي سرانجام به کمک بشر (با کمک سد آسوان)، همه قطرات تشکيل دهنده آب اين رودخانه را به تساوي بين مردم تقسيم خواهيم کرد و نخواهيم گذاشت نيل به مديترانه برسد،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 9 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  |