تبليغاتX
انجمن علمی بیابان Desert Science Society

انجمن علمی بیابان Desert Science Society

اگر يادتان بود و باران گرفت ×دعايي به ياد بيابان كنيد

شعری از زنده یاد سهراب سپهری

من به آنان گفتم:

آفتابي لب درگاهِ شماست

كه اگر دربگشاييد، به رفتار شما مي‌تابد

و به آنان گفتم:

در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است

كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند

پي گوهر باشيد ...

                                                    سهراب سپهري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 1 بعد از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

تبدیل تهدید به فرصت

كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند.

در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از 6 ماه خبررسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود.استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد!

سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري، آن كودك يك دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري كشورانتخاب گردد. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: "دليل پيروزي تو اين بود كه اولاً به همان يك فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يك فن بود، و سوم اينكه راه شناخته شده مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود كه تو چنين دست نداشتي!
ياد بگير كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كني.راز موفقيت در زندگي ، داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است."

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

آیا از زندگی خود راضی هستید؟

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید

به نکته‌هاى زير توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،


تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

يا گرسنگى در امان بوده‌ايد،

View Full Size Image

وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،

View Full Size Image

اگر کفش و لباس داريد، 

اگر تختخواب و سرپناهى داريد،

View Full Size Image

در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.

View Full Size Image

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد، 


شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.

View Full Size Image

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد، از سه خوشبختى بهره‌مند هستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است.

View Full Size Image

2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.

View Full Size Image

3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.

View Full Size Image

به قول يکنفر:

         طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،

View Full Size Image

   طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،

View Full Size Image

          طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

          طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

          و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.

 

وهمیشه خدا را  شکر کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

فال حافظ - Hafiz

If It Is Not Too Dark, Go for a walk, if it is not too dark. Get some fresh air, try to smile. Say something kind, To a safe-looking stranger, if one happens by. Always exercise your heart's knowing. You might as well attempt something real Along this path: Take your spouse or lover into your arms The way you did when you first met. Let tenderness pour from your eyes The way the Sun gazes warmly on the earth. Play a game with some children. Extend yourself to a friend. Sing a few ribald songs to your pets and plants - Why not let them get drunk and wild! Let's toast Every rung we've climbed on Evolution's ladder. Whisper, "I love you! I love you!" To the whole mad world. Let's stop reading about God - We will never understand Him. Jump to your feet, wave your fists, Threaten and warn the whole Universe That your heart can no longer live Without real love! ~ Hafiz

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

داستان سراجام کار

يك تاجر آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!

از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !

آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانواده‌ام كافيه !

آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچه‌هام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !

آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟

آمريكايى: بجاى اينكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتریها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...

مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !

مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !

مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

ولادت امام هشم (ع) مبارک باد

 

Go to fullsize image

 

4 by zaersalam.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/20ساعت 12 بعد از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

سخن روز

ارزش هر انسان به حرفهایی است که برای نگفتن د ارد!!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/11ساعت 10 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

گفتگو با خدا (INTERVIEW WITH GOD)

I dreamed I had an interview with god

خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم

  God asked

خدا گفت

So you would like to interview me

پس مي خواهي با من گفتگو کني

I said ,If you have the time

گفتم اگر وقت داشته باشيد

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدي است  

What questions do you have in mind for me

چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي 

What surprises you most about human kind

چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/06ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

عرض تسلیت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/02ساعت 8 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

شعری از زنده یاد حسین پناهی

شک دارم به ترانه ای که
زندانی و زندانبان همزمان زمزمه میکنند!!
پس ادامه میدهم
سرگذشت مردی را که هیچ کس نبود
با این همه
تو گوئی اگر نمی بود
جهان قادر به حفظ تعادل نبود
چون آن درخت که زیر باران ایستاده است..
نگاهش کن


متن کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/30ساعت 8 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

باز باران باز سیل فراوان

باز باران

             با سیل فراوان        می آید در سرزمین گیلان 

                              سرزمینی با جنگل های فراوان در آن روزگاران

باز باران  

        با سیل فراوان                        خواهد آمد در جای جای ایران

    باز باران

بدون ترانه  بدون آواز خوش شاعرانه      .............

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/13ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

اصل قورباغه ای

اگر یک قورباغه تیزهوش وشاد را بردارید وداخل یک ظرف آب جوش بیندازید قورباغه چه کار می کند؟    بیرون می پرد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/30ساعت 8 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

جالب و خواندنی

- هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از 9 بار تا کرد.

 - در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ به کار رفته که می توان با آن دیواری اجری به ارتفاع 50 سانتی متر در دور دنیا ساخت.

- هر سال از 600/557/31 ثانیه تشکیل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 9 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

تلاش برای مبارزه با فقر زدایی آن روی سکه بیابان زایی (Blog Action Day 08- Poverty)

This post is part of Blog Action Day 08 - Poverty

23 مهر 1387؛ رستاخيز سبزي ديگر

تلاش برای مبارزه با فقر زدایی آن روی سکه بیابان زایی 

براي عضويت در تلاش به آدرس: Blog Action Day مراجعه فرماييد و وبلاگ خود را در آنجا به ثبت رسانيد.
                                اميد انكه دنيايي بدون فقر را نظاره گر باشيم

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

نيكي و بدي يك چهره دارند

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل‌هاي آرماني‌اش را پيدا كند.

روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح‌هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.

كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.

وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم...!!!

 "مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."
                                                                             -پائولو كوئيلو

نمایش تصویر شام آخر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید!

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/30ساعت 11 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  | 

حکایتی آموزنده

در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد
وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/24ساعت 7 قبل از ظهر  توسط نژادمحمد (A.R. Nejadmohammad Namaghi)  |